در باره انضباط و آزادی

                                                       در باره انضباط و آزادی

                                           29/05/2015

«یوگا ، هنرِ بیرون رفتن از مرزهاست. با افکار محدود ، ارتباط خود را با بیکرانگی قطع نکنید»

بی. کا. اس آینگر

     بی شک، یوگایی که  بی. کا. اس. آینگر مطرح کرد، بر پایهٔ یک سلسله انضباطهایی است.انضباط، مسیر ما را محدود می کند به دو گزینه : یا به طور مرتب تمرین کنیم و در آن مسیر پیش برویم ، یا اینکه تمرین نکنیم واز مسیرخارج شویم.رعایت انضباط ،  مرحله ای ضروری در مسیر معنوی ماست برای ایجاد یک تمرین مرتب(و در بهترین حالت، تمرین روزانه) که به معنی اختصاص دادنِ زمانی ثابت برای تمرین است. وقتی  آسانا می کنید، یعنی از یک سیستم یادگیری پایه ای پیروی می کنید. مقید بودن به تمرین های پایه ای در زمان مشخص وسپس تکرارِ آن در طولِ زمان، مانند کار موسیقی دانی است که گام های موسیقی را مرتب تکرار می کند.

     «به کارگیری انضباط،روش مطمئنی است. در ابتدا انضباط خشکی وجود دارد اما وقتی شما با عشق کار می کنید، آن انضباط از بین می رود و اشتیاق برای رسیدن به هدف نهایی جای آن را می گیرد تا جایی که تبدیل به یک عادت منظم می شود.درواقع، تحولی رخ می دهد بدین گونه که ما از طریق کار کردن با انضباط، به اشتیاقی دست می یابیم که ما را به سوی هدف نهایی می کشاند. وقتی این تحول صورت می گیرد،یک باره آن انضباط ناپدید می شود و شما بخشی از کلِ همان هدف می شوید.» بی.کا.اس.آینگر

     در ابتدا یک مقدارسخت گیری، نظم دهی، و رعایت قانون و مقررات زیرنظر مربی لازم است. اما، این خطروجود دارد که اگرهمچنان به اعمال انضباط سفت و سخت ادامه دهیم ، نگرشمان محدود شود و اشتیاق برای هدفمان از بین برود و احساس کنیم انگار در یک مسیر اجباری قرارگرفته ایم تا مسیر آزادی. ما در حرکتِ  تریکوناسان ، بر «صحیح بودن» جای استخوان فمور تأکید داریم و در پی آن، بر فواید فیزیکی و احساسی و روحیِ حالتِ مثلث برای خودمان و.

استاد آئینگر یوگا نمی کرد. او خود یوگا بود. وقتی می دید یک نفر حرکت زیان آوری انجام می دهد، دستیارش را فرامی خواند و می گفت حرکت او را اصلاح کند و یا خودِ فرد را فرامی خواند. بعضی وقتها در آن حرکت باقی می مانْد تا بتواند به شاگردانش آموزش دهد.بعضی اوقات هم از حرکتی که در آن بود، بیرون می آمد تا بتواند آموزش دهد. ولی هیچ تمایزی نبود بین وقتی که خودش تمرین می کرد یا تمرین نمی کرد و درس می داد؛ با وقتی که درحرکتِ آسانای یوگا نبود. در واقع هر یک از این حالتها برای او، خودش نوعی تمرین بود، یعنی به طور حتم سالهای متمادی، 80 سال تمرین مستمر،اورا قادر ساخته بود تا آگاهی اش را در این راه بسط دهد.

     چگونه می توان به این توازن ِ بین انضباط (این مسیر محدود)، و آگاهی نامحدودی که هدفِ یوگا دست یافت؟ باورِ من این است که اولین گام، مشاهدهٔ خودمان و گرایش هایمان است، موانع شما در تمرین هایتان کجاها هستند؟ برخی از ما در برابرِ یک برنامه منظم که هیچ آزادیی در آن نیست، مقاومت می کنیم و بعضی دیگر، از برنامهٔ منظمی که هیچ آزادی در آن نیست، پیروی می کنیم. یک بار تمرینی را مفید می یابیم و بارِ دیگر تمایل داریم تمرینی برخلاف آن انجام دهیم.

     روش ِ بکارگیری انضباط مطلوب بدین صورت است که«اگر شما به مدت یک سال روزی یک ساعت تمرین کنید، آن تمرین در شما نهادینه می شود ،طوری که دیگر یک انضباط به حساب نمی آید بلکه صرفاً جزئی از زندگی شما می شود.»من آن را پذیرفتم و این مهارت کمک خوبی به من کرد. اما زمان هایی است که  با گیر دادن به انضباطِ صرف ،واقعاً آزار می بینم.« من باید در این زمان تمرین کنم. من باید این نوع حرکات را تمرین کنم.  من باید ...... بکنم. من بهتره.......بکنم. » وقتی  به این ترتیب تمرین می کینم  متوجه می شویم که تمرکز بیشتری دارم و آزادی ام کمتراست.

     بنابراین حالا در یک سری تمرین های منظم باید اجازه دهیم  آزادی بیشتری در تمرین برقرار باشد، که  صبر و شکیبایی بیشتری می طلبد. وقتی دریک حرکت آسانا هستید تصور کنید که  سفالگری  هستید باچرخ سفالگری شما سرعت چرخش چرخ را به سرعت بهینه می رسانید و سپس خاک رُس را می ریزید  و سعی می کنید خاک رُس را در مرکزِ چرخ نگه دارید ، ولی اگر تصادفاً خاک رُس را به لبه های چرخ بریزید و به اطراف بپاشد، می توانید بخندید؟ خاک رُس اشکالی ندارد، چرخ اشکالی ندارد، سفالگر اشکالی ندارد! شما صرفاً خاک رُس را در محل نامناسبی ریخته اید . یعنی  جایی که ریختید، بهترین محل برای ساختن یک گلدانِ سالم نبوده که گلدان بطور یکنواخت از هرطرف شکل بگیرد. اما شما یاد گرفتید که دفعه بعد می بایستی خاک رُس را به وضوح به طرف مرکز چرخ بریزید. وقتی خاک رُس را خیلی نزدیک به مرکز چرخ بریزید و گلدان شروع به شکل گرفتن کند، اگر خاک رُس را زیاد فشار دهید، گلدان فرومی ریزد؛ واگرهم به اندازه کافی فشار وارید نکنید ، گلدان خُرد می شود و کارایی نخواهد داشت.

     اکنون ، تمرین نهایی ... آیا می توانید شور و اشتیاق ، انگیزه ، وعشق خود را به تمرین حفظ کنید بدون آنکه دنبالِ نتیجه خاصی باشید؟ آه ... این موضوع کار زیادی می بَرَد.

 

              ترجمه: محبوبه مسگر طهرانی

ویرایش : سالومه طهرانی

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید