دیافراگم در آیینگر پرانایاما و فیزیوتراپی

دیافراگم در آیینگر پرانایاما و فیزیوتراپی

 

تمرینات تنفسی ابزار محبوبی در میان عموم مردم و نیز جوامع پزشکی و درمانی می باشند. این تمرینات به طور روز افزون در طب مکمل و جایگزین برای بهبود سلامت مورد استفاده قرار می گیرند و بعد از ویتامین ها و مکمل های غذایی، پرکاربردترین روش درمانی هستند.

تحقیقات اخیر نشان می دهد استفاده از تمرینات تنفسی برگرفته از یوگا به عنوان یک روش درمانی برای بیماران مبتلا به انسداد مزمن ریوی نتایج بسیار مثبتی داشته است. برای استفاده مردم از فواید چالش های تنفسی، پزشکان، درمانگران و مربیان یوگا می باید دانش خود را با یکدیگر تبادل نمایند.

این مقاله حوزه فیزیولوژی تنفس (که پزشکان و درمانگران در این عرصه آموزش دیده اند) و نیز دانش تجربی (که مربیان یوگای آینگر در آن تخصص دارند) را مورد بررسی قرار می دهد. هر دو این حوزه ها در آموزش تکنیک های تنفس و پرانایاما ضروری هستند.

 

دیافراگم: یک ماهیچه و تاندون آن

 

دو نکته در مورد دیافراگم باید در نظر گرفته شود: نقش آن هم در دم و هم در بازدم و نیز ساختار منحصر بفرد آن. نقش فعال دیافراگم در عمل دم در دنیا شناخته شده است. نقش آن در کنترل بازدم –  که مفهومی کلیدی در پرانایاماست – در متون پزشکی کمتر شناخته شده است. و از آنجا که این این عمل دیافراگم یک عمل تجربی است، فهم آن برای کسانی که سابقه ای در یوگا ندارند کار دشواری است.

می توان بخش عضلانی دیافراگم که کنترل بازدم را انجام می دهد با عملکرد عضله دوسر بازو مقایسه کرد. هنگامی که جسمی را برمی دارید و به سمت خود می آورید، آرنج خم شده و عضله دوسر کوتاه می شود. هنگامی که جسم را به سمت پایین برمی گردانید عضله دوسر همچنان منقبض باقی می ماند و به شما این امکان را می دهد که جسم را بدون انداختن پایین بگذارید. قسمت عضلانی دیافراگم در هنگام دم منقبض شده و کمک می کند هوا را به داخل ریه ها بکشید و سپس با یک بازدم آرام کنترل شده – مانند پرانایاما – همچنان به انقباض خود ادامه می دهد تا شما بتوانید هوا را بی آنکه پرتاب شود و قفسه سینه به سمت پایین بیافتد بیرون بدهید. 

علاوه بر این عمل عضلانی دیافراگم، تاندون مرکزی دیافراگم نیز نقش بسیار حياتی دارد که اغلب نادیده گرفته شده است. بیشتر تاندون ها مستقیما به استخوان متصل هستند. ولی تاندون مرکزی دیافراگم به دیواره عضلانی دیافراگم وصل شده و آن را به مهره L1 و L3 ستون فقرات متصل می کند. این تاندون حدود 40 درصد از فضای مرکزی دیافراگم را در بر میگرد.

بلند کردن و گسترده کردن این تاندون نقش اساسی در کنترل تنفس دارد، بنابراین پرانایاما نیز مانند آساناها نقش حياتی دارد. این تکنیک برای افرادی که مشکلات تنفسی دارند کاربرد وسیعی داشته و باید به عنوان بخشی ضروری از درمان مورد استفاده قرار گیرد تا شرایطشان را بهبود ببخشد.

 

پرانایاما و آسانا

در یوگا تنفس عمیق بخشی از تمرینات پرانایاماست. در سانسکریت، زبان هند باستان، پرانا به معنای انرژی و نیروی حيات است و به تنفس نیز اشاره دارد. آیاما به معنای طول، انبساط و گستردگی بوده و مفهوم کنترل و بازداشتن را نیز القا می کند. به گفته آقای آیینگر پرانایاما به معنای ارتباط، گستردگی یا بعد و اندازه  نیز می باشد. در هنگام تمرینات پرانایاما، فرد سرعت تنفس را کاهش داده و سینه و ظرفیت ریه ها را گسترش می دهد. پرانایاما گامی اساسی در مسیر هشت مرحله ای یوگا یا آشتانگاست که برای آگاهی دادن به ذهن، جسم و در نهایت رهایی تلاش می کند.

تنفس با تغییر وضعیت بدن، حالت احساسی، و میزان تحرک فرد تحت تاثیر قرار می گیرد. این عوامل زمان زیادی است که در تمرینات تنفسی یوگا مورد توجه قرار گرفته اند. آموزش پرانایاما بر طولانی کردن و تصحیح کردن دم و بازدم تاکید دارد و این امر به فرد اجازه می دهد تا به صورت ارادی تنفس خود را کنترل کند.

توانایی تنفس عمیق تر و طولانی تر علاوه بر تمرکز بیشتر بر روی تنفس نیازمند آمادگی جسمانی در سیستم های تنفسی و اسکلتی- عضلانی میباشد. این آمادگی ذهن و جسم برای پرانایاما با انجام تمرینات آسانا (حرکات یوگا) میسر می شود. برای انجام بهتر این آساناها، اغلب استفاده از ابزار یوگا برای کشش و گستردگی عضلات و بافتهای نرم دخیل در تنفس، ضروری است.

این کشیدگی یک آماده سازی اساسی برای پرانایاماست و اساس دستور العمل های پیچیده سبک آیینگر برای گسترده کردن و شکل دادن به تنفس و هدایت آگاهانه و تدریجی تنفس به نقاط مختلف ریه را تشکیل می دهد.

فهم این امر با بررسی بیومکانیک  و فیزیولوژی  تنفس آسان تر خواهد شد.

 

مکانیک تنفس

تنفس یک سیستم پیچیده ارتباطی میان گیرنده های داخل بدن (مانند گیرنده های شیمیایی داخل خون و گیرنده های کششی در بافت های نرم)، کنترل کننده های سیستم عصبی مرکزی و عضلات سیستم تنفسی است. تمایل یا نیاز به تنفس و تنظیم سرعت تنفس توسط سیستم عصبی مرکزی بر اساس اطلاعات دریافت شده از گیرنده ها کنترل می شود. یک پیام به عضلات بسیار کوچک تنفسی فرستاه می شود و سپس این عضلات جریان هوای مناسب شرایط فعلی بدن را برقرار و حفظ می کنند.

هدف تنفس این است که میزان گاز خون داخل رگ ها در یک سطح مورد قبول نگه داشته شود تا بدن بتواند عملکرد سالم خود را حفظ نماید. هوا باید به صورت منظم داخل و خارج ریه ها شود. تبادل هوا با گسترده شدن و سپس جمع شدن قفسه سینه انجام می شود که خود نیازمند عملکرد تعدادی از عضلات بین اسکلتی است. برای درک مکانیزم پمپاژ ریه ها در زیر به بررسی مفاهیم آناتومی و عملکرد عضلات تنفسی می پردازیم.

وقتی هوا داخل بینی می شود از نای عبور می کند. نای بخش لوله مانند دستگاه تنفسی است که حنجره را به نایژه و نایژک ها یعنی گذرگاه های هوایی که شبیه شاخه های درخت هستند متصل می کند. در انتها هوا وارد کیسه های هوا می شود. این کیسه های هوا مانند بالنهای بسیار ریز تا شده هستند و دیواره هایی پر از رگهای خونی دارند. در اینجا زمانی که اکسیژن از میان دیواره ها عبور می کند تا وارد جریان خون شده و به سلولهای بدن برسد، تبادل گاز اصلی انجام می شود.

قابلیت مکانیکی گسترده شدن و جمع شدن قفسه سینه (ناحیه توراسیک) به قابلیت ارتجاعی ریه ها و عضلات مربوط به آن بستگی دارد. ضعف شدید عضلانی ممکن است باعث کوتاهی و خشکی عضلات شده و این امر توانایی گسترده شدن و جمع شدن قفسه سینه را کاهش می دهد.

 

فعالیت عضلات اصلی

در هنگام دم عضلات تنفسی به صورت هماهنگ منقبض شده و یک فشار مقطعی داخل سینه ایجاد می کنند که موجب جریان یافتن هوا داخل ریه ها می شود. سپس این عضلات رها شده و هوا به دلیل تغییر فشار و بازگشت ارتجاعی ریه خارج می شود. برای تنفس عمیقتر در شرایط کنترل شده مانند پرانایاما و یا شرایط تحت فشار مانند دویدن ممکن است نیاز شدیدتری به استفاده از عضلات تنفسی اصلی و جانبی وجود داشته باشد. عضلات اصلی تنفسی که در هنگام تنفس عمیق و آرام مورد نیاز هستند، شامل عضلات دیافراگم و عضلات بین دنده ای می باشند.

عضلات بین دنده ای به صورت مورب از کناره یک دنده به مرکز دنده پایینی متصل شده اند و این اتصال به بالا بردن دنده ها در هنگام تنفس عمیق و آرام کمک می کند. انقباض عضلات بین دنده ای بیرونی باعث افزایش قطر کناره ها، پشت و جلوی قفسه سینه می شود. بحث ها بر سر نقش دقیق عضلات بین دنده ای و شکمی در تنفس همچنان ادامه دارد. برخی معتقدند هنگام بازدم کنترل شده این عضلات به همراه دیافراگم، به عمل ترمز مانندی که روند یکنواخت جمع شدن ریه و دنده ها را کند می کند کمک می کنند. به این شکل است که دیافراگم در بازدم آرام و کنترل شده مانند پرانایاما مورد استفاده قرار می گیرد.  

عضله دیافراگم از سه ناحیه آناتومیک مجزا تشکیل شده که به هم وصل شده و از وسط وارد یک تاندون نازک مرکزی می شوند. این تاندون مرکزی جنبه اغلب فراموش شده تنفس و کنترل تنفس است که در زیر به آن می پردازیم.

 

بخش دنده ای دیافراگم از کناره های بالایی شش دنده پایینی بیرون آمده و ارتباط نزدیکی با ناحیه جناغ سینه دارد. بخش دوم از قسمت پشتی زیفوئید پراسس آغاز می شود. بخش سوم که ساختار تاندونی دارد بخشی است که از همان ناحیه رباط های پشتی که دنده های L1  تا L3 را به هم متصل می کنند آغاز می شود. بافت هر سه ناحیه دیافراگم به سمت داخل تابیده شده و وارد تاندون مرکزی می شود.

دیافراگم مانند سایر عضلات ارادی به کمک ارتباط آنی میان نیرو، طول و سرعت کوتاه شدن شناخته میشود. عضلات هنگام نزدیک شدن به طول ایده آل خود (طول در حال استراحت) با حداکثر نیروی فعال عمل می کنند. وقتی بیش از این مقدار کشیده یا کوتاه شوند (یا بدلیل عملکرد خود ماهیچه یا بخاطر یک نیروی خارجی) این حداکثر نیروی فعال ایجاد شده کاهش می یابد. توان خروجی یک عضله حاصل نیروی ایجاد شده و سرعت کوتاه شدن آن است. به همین دلیل توانایی عملکرد دیافراگم زمانی که بخش عضلانی و تاندونی آن کوتاه شده باشد در معرض خطر قرار می گیرد. ضعف دیافراگم که می تواند نتیجه پیری یا بیماری باشد منسوب به کوتاه شدن عضلات و تاندون مرکزی است که قدرت دیافراگم و توانایی آن را در پایین رفتن  و به آرامی بالا آمدن تحت تاثیر قرار می دهد.

 بخش گنبدی شکل تاندون مرکزی دیافراگم یک لایه تاندون نازک ولی محکم است که از لایه های وسیع حلقه ای شکل به استحکام چرم ضخیم تشکیل شده است.  این لایه انعطاف پذیر ولی در عین حال غیر قابل انقباض است و به همین دلیل به طور منفعلانه توسط بخش ماهیچه ای که به آن متصل شده کشیده می شود. این امر مهمی است زیرا وضعیت های مختلف بدن توانایی حرکت این تاندون و در نتیجه تنفس را شدیدا تحت تاثیر قرار می دهند.

 

هنگامی که دیافراگم را از بالا نگاه می کنیم، بخش بزرگی از این تاندون مرکزی به سمت جلو قرار گرفته است. بافت های ماهیچه ای جلوی آن از بافت های پشتی کوتاه تر هستند. این امر مهمی است زیرا وضعیت های مختلف بدن توانایی انقباض تاندون و دیافراگم را تحت تاثیر قرار می دهند. با یک تصویر می توان این مساله را شفاف تر کرد. این تاندون را به شکل یک تکه چرم دایره ای تصور کنید که از همه طرف به طناب هایی متصل شده است (که همان بافت های ماهیچه هستند). چند نفر این طناب ها را به اطراف می کشند. با این حال به دلیل قرارگیری تاندون به سمت جلو، مثل این است طناب های پشتی از طناب های جلویی بلندتر هستند. رباط هایی که مهره های L1 تا L3 را به هم متصل می کنند نیز این تاندون را به سمت عقب می کشند.

همانطور که گفتیم بخش گنبدی شکل تاندون مرکزی دیافراگم یک لایه تاندون نازک ولی محکم است که از لایه های وسیع حلقه ای شکل به استحکام چرم ضخیم تشکیل شده است. این تکه چرم هنگام دم باید به سمت پایین کشیده شود. سپس طناب ها باید به آرامی رها شوند تا یک بازدم کنترل شده انجام شود.

 

نقش ابزارها

تعدادی از آساناهای آرامبخش مانند سوپتاباداکوناسانا، تاندون مرکزی را بلند می کنند و تحرک آن را افزایش می دهند. قرار دادن بدن روی ابزاری مانند متکا، قوسی را در ناحیه کمری ستون فقرات از مهره L1 تا L3 ایجاد می کند. مانند این است که افرادی که طناب پشتی را نگه داشته بودند قوی تر شده و طناب های بلندتری هم به آنها داده شده است.

دیافراگم و تاندون مرکزی آن نیز در کنترل وضعیت تنه نقش ایفا می کنند. در حرکت سواستیکاسانا که در پرانایامای نشسته انجام می شود نیز مانند باداکوناسانا دیافراگم به عنوان تکیه گاه برای وضعیت بدن در حالت نشسته عمل می کند. مانند این است که آن افراد هنوز در حال کشیدن طناب های پشتی هستند. افراد پیشرفته تر می توانند عمل مشابهی را در حرکات خم به عقب مانند دانوراسانا تجربه کنند.

 

پرانایاما به عنوان یک روش درمانی

در پرانایاما تمرکز بر روی آرام کردن و کنترل سرعت و طول تنفس به ویژه بازدم است. آقای آیینگر اغلب متذکر می شود که "هنگام بازدم هوا نباید به بیرون پرتاب شده بلکه باید رها شود."  پزشکان و درمانگران مدت هاست اهمیت آرام کردن تنفس و تمرکز بر بازدم را شناخته اند، به ویژه برای افراد مبتلا به آسم و امفیزم  که به دلیل مقدار زیاد هوایی که در ریه هایشان حبس می گردد تنفسشان اغلب دچار مشکل می شود.

اگر پزشکان و درمانگران، اصول پرانایاما که در آیینگر استفاده می شود را به درمان های خود اضافه کنند برای افرادی که دچار مشکلات ریوی هستند بسیار سودمند خواهد بود. رویکرد فعلی توانبخشی قلبی عروقی به بیماری انسداد مزمن ریوی به طور ویژه بر بهبود استقامت قلب و عروق، تمرینات قدرتی و استفاده از ابزارهای تنفسی تاکید دارد. ولی آموزش چندانی در خود تمرینات تنفسی وجود ندارد.

در مواردی که بیماری خیلی شدید است، درمانگران از تکنیک های پاکسازی راه های تنفسی مانند تخلیه مایعات داخل ریه و نیز سرفه استفاده می کنند. ولی در اینجا نیز تکنیک های تنفس کنترل شده یا به ندرت مورد استفاده قرار می گیرند و یا در درجه دوم اهمیت قرار دارند.

گسترش و بهبود شیوه های آموزش تنفس کنترل شده برای افرادی که دچار مشکلات شدید و مزمن تنفسی هستند امری ضروری است. بکارگیری تکنیک های آسانا و پرانایاما در آموزش تنفس کنترل شده، با گسترده کردن حرکت محدود ناحیه توراسیک، نرم کردن خشکی عضلات و تاندون ها (به ویژه تاندون مرکزی دیافراگم) و بهبود عملکرد ریوی به این بیماران کمک می کند.

ترجمه: نسيم گرايلي

ويرايش: سالومه تهراني

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید