راهنمایی برای علت عاطفی در علائم جسمانی شما

راهنمایی برای علت عاطفی در علائم جسمانی شما

به گفته لوئیس هی (نویسنده) و بروس لیپتون (زیست شناس سلولی)، علائم جسمانی صرفاً شواهد ملموسی هستند از آن‌چه که در ذهن ناخودآگاه شما اتفاق می‌افتد و چیزی که شما در عمق وجود خود واقعاً احساس می‌کنید. کالوین بانایان در کتابش با عنوان "زبان مخفی احساسات" توضیح می‌دهد که احساسات انسان نقش مهمی در تأمین نیازهایش دارند. اگر احساسات نادیده گرفته شوند، ذهن ناخودآگاه شما باید راه دیگری برای رسیدن به پیام خود پیدا کند که کمکتان کند تا متوجه شوید که نیازهای عمیق‌تری دارید که نادیده گرفته شده‌اند. علائم جسمانی راهی هستند که به بدن شما در این مورد هشدار می‌دهند. یک توضیح علمی وجود دارد که چرا همه پستانداران زمانی که حالت عاطفی غیرمتوازنی دارند علائم جسمانی متفاوتی از خود نشان می‌دهند ...

این مورد چگونه اتفاق می‌افتد؟ دانشمندان فضایی روسیه اولین کسانی بودند که در دهه 1960 کشف کردند که هر اندیشه یا احساسی باعث انتشار پروتئین‌های شیمیایی کوچکی به نام نوروپپتیدها[1] می‌شود. کاندیس پرت (Candace Pert)، زیست‌شناس سلولی آمریکایی در سال 1972 به افتخار کشف نوروپپتیدها نائل شد و  نقش حیاتی نوروپپتیدها در عملکرد متابولیک را مشخص کرد. سلول‌های انسان صدها نوع مختلف نوروپپتید تولید می‌کنند که هر کدام عملکرد خاص خود را دارند. هورمون‌ها، اندورفین‌ها، کورتیزول‌ها و آدرنالین چند نمونه‌ هستند.

بدن انسان چگونه تشخیص می‌دهد که چه نوروپپتیدی را ترشح کند؟ کاندیس پرت ارتباط بین احساسات و  ترشح نوروپپتید را  مشخص کرد ولی تحقیق ما از این مسآله فراتر رفته است. ما ثابت کرده‌ایم که هر حالت عاطفی دارای فرکانس مشخصی است.

این به این معنی است که بدن شما می‌داند کدام یک از  نوروپپتیدها را ترشح کند. وقتی احساسی را تجربه می‌کنید، فرکانس آن، فوتون‌هایی را در سلول‌های شما و مسیرهای عصبی شما فعال می‌کند. بدن شما در واکنش به این مورد نوروپپتید مناسب را ترشح می‌کند. احساسات مثبت موجب آزاد شدن نوروپپتیدهای سودمندی مثل آندورفین

 

[2] یا اُکسیتوسین[3] می‌شود. احساسات منفی، وقتی یک پاسخ فوری یا اقدام لازم است، موجب آزاد شدن نوروپپتیدها می‌شوند، ولی هنگامی که برای مدت زمان طولانی ترشح ‌شوند، زیان‌آور  می‌شوند. یک نمونه‌ از این مورد، هورمون‌های استرس، کورتیزول[4] و آندرنالین[5] هستند. این نوروپپتیدها موجب شلیک پاسخ "مبارزه یا پرواز" می‌شوند. اگر شما نیاز به دفاع از خود یا گریز از موضوعی را داشته باشید، این کار می‌تواند مفید باشد. اما، به مرور زمان، حتی سطوح پایینی از هورمون‌های استرس، شروع به تخریب جسم شما می‌کنند. بنابراین، هر حالت ذهنی طولانی مدتی، به طور ناگهانی موجب تضعیف بدنتان می‌شود. آن وقت است که شما علائمش را در جسم خود می‌بینید و احتمالاً آن وضعیت را تا مدت زیادی در خود نگه‌ می‌دارید.

 

به گفته "اریک باترورت[6]" : جسم فیزیکی انسان وقتی در بهترین وضعیت خود است که تحت تآثیر عشقی پایدار  باشد. احتمالاً این موضوع درست است که علت بیماری بیش‌تر افراد فقدان عشق در زندگی است تا ترکیبی از سایر علت‌ها.

 

 

دانشمندان قادر به اندازه‌گیری اثرات فیزیولوژیکی حالت‌‌های عاطفی هستند. در واقع بدن شما بسته به وضعیت روحی و ذهنی شما، ضعیف‌تر یا قوی‌تر می‌شود! با کم‌ترین لرزشی، شرم تشدید می‌شود و به دنبال آن احساس گناه و سپس بی‌حوصلگی، غم و اندوه، ترس، اضطراب، اشتیاق، خشم و نفرت بروز می‌کند. برعکس، اعتماد، خوش‌بینی، تمایل، پذیرش، بخشش، درک، عشق، احترام، شادی، آرامش و روشن‌گری موجب تقویت شما می‌شود. قلب شما نیروی الکترومغناطیسی بسیار قوی‌تری را نسبت به مغز شما منتشر می‌کند. بنابراین، مغز شما از قلب شما پیروی می‌کند و خود را با ریتم بیولوژیکی آن تطبیق می‌دهد. این به این معنی است که، اگر در قالب خود احساس عشق، قدردانی و حق‌شناسی کنید، مغز شما جذب این احساسات می‌گردد و وارد یک الگوی منسجم و سازگار می‌شود. اگر در قلب خود احساس ناامیدی یا ترس کنید، مغز هم جذب آن می‌گردد و وارد الگوی ناسازگاری می‌شود. ممکن است باعث حمله‌ قلبی  و به احتمال زیاد موجب کاهش تقارن صورت شود. مطالعات اخیر پزشکی ثابت کرده است که افسردگی، نسبت به استعمال دخانیات تأثیر بیش‌تری در بروز بیماری‌های قلبی دارد. محققان دریافته‌اند که در افراد افسرده، پلاکت‌های خون چسبنده‌تر می‌شوند و موجب مسدود شدن شریان‌ها و رگ‌ها می‌گردند. افراد افسرده امیدشان را از دست می‌دهند. آنان به سادگی از زندگی و تآمین نیازهای خود دست می‌کشند. با فقدان احساس رضایت و توان‌مندی، آنان به زندگی با دیدی منفی نگاه می‌کنند. آیا شما از یک سانحه یا صدمه رنج می‌برید؟ در آن زمان در زندگی شما چه اتفاقی داشت می‌افتاد؟ وضعیت ذهنی و احساس خودتان را به یاد بیاورید. وقتی حادثه‌ای اتفاق می‌افتد، نواحی احساسی ضعیف یا ناسازگار، آسیب‌ را به طرف خود جذب می‌کنند. فرآیند زیست-انرژی ترکیبی از  هماهنگی یا تضاد حالت‌های کلامی، فکری، فیزیکی و روحی-احساسی است. به عنوان مثال، سمت چپ بدن شما نشان‌دهنده مشکلی است که ریشه در گذشته شما دارد، در حالی که سمت راست نشان‌دهنده چگونگی احساس شما نسبت به آینده شماست. این حدس و گمان نیست! این به بیان ساده، کارکرد مغز لنفاوی است. آسیب‌ها یا درد معمولاً در یک طرف بدن نمایان می‌شوند. موارد درد یک-طرفه منعکس‌کننده طرفی است که احساس می‌کند دچار سردرگمی یا عدم‌ حمایت شده است.

 

سمت چپ بدن، مبتنی بر  عملکرد نیم‌کره مغز شماست، سمت چپ پذیرا یا "یین[7]" است. این بخش به محرک‌های محیطی شما پاسخ می‌دهد. تجربیاتتان (گذشته)، خودِ احساسی شما، خاطراتتان، درد و لذت‌های احساسی شما را در خود نگه می‌دارد.

 

سمت راست بدن، سازماندهی می‌کند و شما را به سوی آینده حرکت می‌دهد. این سمت حکم می‌کند که شما چگونه با دنیا تعامل داشته باشید. این همان انرژی "یانگ[8]" است. وقتی در سمت راست بدن خود مشکلی را تجربه می‌کنید، ممکن است حس می‌کنید که از حرکت به جلو بازمانده‌‌اید یا با مانعی مواجه هستید، یا شاید تغییرات ناخواسته‌ای را تجربه می‌کنید که موجب ترس، بی‌میلی یا تزلزل شما شده است.

 

سمت   جلوی بدن، نشان‌دهنده خود اجتماعی و جمعی شماست، بخشی از شما که دنیا آن را می‌بیند. این بخش، جنبه‌هایی از شما را منعکس می‌کند که موارد فعال در زندگی روزمره شما هستند. این موارد شامل ارتباطات، تمایلات، سرپرستی، عشق ورزیدن، شادی و غم هستند. این‌ها در چهره، حالت و زبان بدن شما نشان داده می‌شوند. این همان چیزی  است که از روی آن ما می‌توانیم تصویر شما را تجزیه و تحلیل کنیم تا با دقت تعیین کنیم شما به چه مواردی نیاز دارید.

 

سمت   پشت بدن، منعکس‌کننده عناصر خصوصی و ناخودآگاه زندگی شما هستند. این سمت از بدن، محلی برای انبار کردن همه چیزهایی است که نمی‌خواهید با آن‌ها مقابله کنید یا نمی‌خواهند دیگران آن‌ها را ببینند. احساسات نهانی یا غیرقابل بازگویی، در ساختار بدنی شما جا می‌گیرند، یعنی احساسات منفی شما در ستون فقرات و پشت ساق پاهایتان ذخیره می‌گردند. اکثر احساسات قدرتمند شما مثل عصبانیت و ترس در پشت شما انباشته می‌شوند که باعث عدم توازن بدن شما می‌گردند. خانه‌ای را تصور کنید، با اتاق نشیمنی که همه چیز در آن کاملاً منظم چیده شده است تا در انظار عمومی نمود خوبی داشته باشد، در حالی که انباری، زیرزمین و حیاط خلوت آن انباشته از اشیاء و خرت و پرت‌های بی مصرف، خاطرات و آثار باقی‌مانده از زندگی شماست. آیا این همان چیزی است که در خانه شما دیده می‌شود؟ اگر این‌طور است، شما کاملاً نیاز دارید که با استفاده از رنگ و بوی بعضی از  گل‌های زندگی، روی مورد مسائل عاطفی خود کار کنید! وضعیت و نگرش‌ها ممکن است در نهایت تغییر کنند. ولی خرابی ابتدایی که توسط "دستورات شیمیایی" بدن شما ایجاد می‌شود، تا زمانی‌ که شما به خواست خود آن را "دوباره تنظیم" نکنید، تغییر نخواهد کرد. به عنوان مثال، ممکن است شاهد شروع مشکلاتی در قلبتان باشید، چرا که سالیان سال در زندگی خود عشق نداشته‌اید. ممکن است آن موقع علائمی نداشته‌اید، ولی حالا عشق زندگی خود را پیدا کرده‌اید و خوشنود هستید، قلب شما علائمی که حاکی از آسیب است، نشان می‌دهد. این به این دلیل است که شما ”دستورات شیمیایی" قبلی را در سطوح سلولی جسم خود لغو نکرده‌اید. در واقع، تغییرات سبک زندگی، اغلب موجب انتشار نوروپپتیدهای مفیدی می‌شوند که ممکن است موارد اولیه را در معرض دید و آگاهی شما قرار دهند و به شما نشان دهند که در کجا از حالت توازن خارج شده‌اید. اخبار خوب این است که شما توانی در وجود خود دارید تا وضعیت سلامتی خود را تغییر دهید.

 

سردردها و کوبیدن سر،  معادل وجود یک سرزنش و زخم زبان در سر است که می‌گوید "بیدار شو و توجه کن". شما نشانه‌های که حاکی حس‌های شکم یا نیازهای خودتان است، را نادیده می‌گیرید.

 

درد پشت سر و گردن. مهره‌های C5-C1 (محل اتصال جمجمه به ستون فقرات) جایی هستند که احساس گناه و مقصر شناختن خود، در آن پنهان می‌شوند. گردن درد اغلب به این معنی است که شما باور دارید که اشتباه کرده‌اید و خودتان را نمی‌بخشید. شما (و شاید هم دیگران) خودتان را به سختی قضاوت می‌کنید. خودتان را نمی‌بخشید؟ غرورتان سد راه شماست؟ به توانایی‌های خودتان شک دارید؟

 

چشم‌ها مثل پنجره‌ها هستند. دیدگاه شما از جهان را فراهم می‌کنند. افرادی که آینده‌نگر نیستند، در زمان حال زندگی می‌کنند و تمایلی برای برنامه‌ریزی در مورد آینده خود ندارند. افراد آینده‌نگر تمایل دارند برای آینده برنامه‌ریزی کنند و برای تحقق افکارشان به صورت تعدادی"چه ‌می‌شود-اگر" نقشه بگشند. این افراد، وقتی در زمان حال باقی می‌مانند، ایام سخت‌تری را می‌گذرانند. مشکلات چشم می‌تواند نشان‌دهنده این باشد که شما با دقت به چیزی نگاه نمی‌کنید یا نمی‌خواهید چیزی را امتحان کنید. پنجره‌های خانه خود را امتحان کنید. آیا هم کثیف و هم کدر هستند؟ اغلب چیزی به سادگی تمیز کردن پنجره‌ها یا گرفتن عینک‌های جدید می‌تواند به مغز شما بگوید : "من می‌خواهم این وضعیت را شفاف‌تر ببینم".

 

مشکلات شنوایی یا افزایش تولید ترشحات مومی‌شکل گوش نشان‌دهنده این است که شما نمی‌خواهید بشنوید یا چیزی که اطراف شما در جریان است را بپذیرید. شاید شما یک‌دنده هستید و روی عقاید خود پافشاری می‌کنید. خود را به صورت کارآمدی تنظیم کنید.

 

زبان و دهان شما عضوهایی هستند که با آن‌ها طعم و مزه‌ دنیا را می‌چشید. حس چشایی، بخشی مهم از حواس شما، "حس" و توانایی شما برای لدت بردن از خوشی‌هاست. از دست دادن حس چشایی یا شنوایی باعث قطع ارتباط شما با دنیای فیزیکی می‌شود. چاکرای دوم و چاکرای ناحیه گلوی شما تعادل ندارند. چاکرای دوم با هویت فرد سر و کار دارد، خلاقیت، جنسیت و این که چه چیزی را در ارتباط با دیگران تجربه می‌کند. وقتی ارتباط شما با دنیا یا مردم قطع می‌شود، با خودتان هم قطع ارتباط می‌کنید. با خودداری از لذت بردن یا انجام خواسته‌هایتان، خودتان را مجازات می‌کنید.

 

گردن، مهره‌های گردنی، بخش فوقانی  شانه، تکیه‌گاه سر شما هستند و باید منعطف باشند. فشار و  سفتی در ناحیه گردن می‌تواند نشان‌دهنده عدم انعطاف باشد، عدم تمایل یا ترس از نگاه به امکانات و احتمالات دیکر.  نوروپپتیدهایی که توسط فشار عصبی و ترس منتشر می‌شوند، به سمت ناحیه گردن و شانه حرکت می‌کنند و باعث سفتی، درد و انقباض می‌شوند. گردن شما بین قلب و مغزتان قرار گرفته است، دو مرکز فرماندهی الکتریکی بدن شما، گردن شما پلی بین سر (منطق) و احساسات (بدن) شماست. از آن‌جایی که گردن، باریک‌ترین نقطه بدن شماست، انرژی به سادگی می‌تواند در این ناحیه حبس شود. ضربان‌های الکتریکی که بین قلب و مغز شما مبادله می‌شوند، تفکرات تحلیلی را با تمایلات و احساسات ادغام می‌کنند. تفاوت بین چیزی که مغز به آن فکر می‌کند و قلب تمایل دارد، می‌تواند موجب احساس آشفتگی، گیر‌افتادن، گیج‌شدن، عدم توانایی، حتی عجز  یا عدم توازن شود. تصمیم‌گیری سخت می‌شود. وقتی بین احساسات (ترس، عدم اعتماد به نفس، در هم‌ شکستن و ...) و منطق (سازمان، تمرکز، عمل، استراتژی و ...) تضاد وجود داشته باشد، موجب استرس می‌شود. ریشه بروز بسیاری از بی‌نظمی‌ها و اختلال عملکردها، به ویژه بی‌نظمی‌های خود ایمنی مثل لوپوس، تناقض بین قلب و مغز است. شاید خودتان به سختی قضاوت و شماتت می‌کنید که به معنی واقعی کلمه باعث حمله و مجازات خود می‌شود.

 

تیروئید و تیموس، ناحیه گلو/تیموس نقطه‌ای است که روح شآن  وارد می‌شود و بدن شما را ترک می‌کند. گرفتگی یا انقباض در ناحیه گلو می‌تواند باعث اضطراب یا احساس عدم تمایل به زندگی شود. اگر اضطراب مزمنی را در سینه خود احساس می‌کنید، اول به یک علت آلی مثل کمبود پتاسیم فکر کنید. اگر بدن شما پتاسیم کافی جذب نکند، سلول‌های شما خاموش می‌شوند. اضطراب بی‌دلیل، انقباض نامنظم رشته‌های عضلانی قلب، آه کشیدن، بار داشتن زبان، ورم، گرفتگی عضلات پا از جمله علائم کمبود پتاسیم به شمار می‌آیند. از مصرف نوشابه‌های گازدار اجتناب کنید، زیرا فسفر موجب فقر پتاسیم می‌شود. یک نوشیدنی الکترولیتی بنوشید یا انجیر، بادام و موز بخورید، چند روز صبر کنید و ببینید آیا احساس می‌کنید بهتر شده‌اید. چاکرای گلو بیان می‌کند  و ارتباط برقرار می‌کند. آیا نیازهای خود را ابراز می‌کنید؟ این ناحیه از بدن به احساس شما از مسئولیت‌های اجتماعی و در نتیجه با درک ارزش شما نزد دیگران ارتباط دارد.

کسانی که احساس مسئولیت بیش از حدی نسبت به دیگران دارند، به ویژه خانواده، اغلب احساس بی‌عدالتی می‌کنند چون صحبت نمی‌کنند و درخواستشان را مطرح نمی‌کنند. آنان می‌بخشند و می‌بخشند،  بدون این که چیزی دریافت کنند،  فکر می‌کنند که ارزششان نزد دیگران به خاطر این است که دیگران به آنان نیاز دارند. این افراد اغلب دچار مشکلات تیروئید هستند. عدم توازن بین درخواست، دریافت و بخشیدن هم‌چنین می‌تواند نشان‌دهنده این باشد که شما از موفقیت‌هایتان آگاهی ندارید. ممکن است احساس می‌کنید موفقیتی کسب نکرده‌اید یا موفقیت زیادی نداشته‌اید. شاید در مورد توانایی‌هایتان قضاوت می‌کنید یا شک دارید. شاید احساس می‌کنید که عشق و روابط عاطفی از ثروت مهم‌ترند، یا شاید اطرافیان شما درک متعادلی از کامیابی‌ و موفقیت خود ندارند. شاید شما سر خود را به عقب برگردانده‌اید، به گذشته خود نگاه می‌کنید و خودتان را قضاوت می‌کنید؟

 

دست‌ها  و  بازوها، به ما اجازه می‌دهند که به دیگران برسیم، آیا شما نیاز به دسترسی و ارتباط با دیگران را در خود خاموش  می‌کنید؟ آیا شما احساس تنهایی و انزوا می‌کنید؟ آیا حس می‌کنید طرد شده‌اید؟

 

ریه‌ها و قلب، زندگی شما را حفظ می‌کنند. وقتی عشق در زندگی شما سهمی ندارد. قلب و ریه‌های شما شروع به خراب شدن می‌کنند. آیا شما از دست دادن، خیانت یا طرد شدنی را تجربه کرده‌اید؟ تنها راه احساس واقعی عشق این است که خودتان آن را ابراز کنید. وقتی در وضعیت عشق قرار دارید، چاکرای قلب شما و کل ناحیه سینه گسترش پیدا می‌کند. ارتعاش بدن شما افزایش پیدا می‌کند. احساس خوشحالی، تعالی و زنده بودن‌ می‌کنید. احساس می‌کنید به چیزی بزرگتر از خودتان متصل هستید. دوست داشتن کسی، هرکسی، هدیه‌ای شگفت‌انگیز به خودتان است. از احساس تأسف برای خودتان و این که کسی شما را دوست ندارد، بردارید. این لرزش شما را می‌کشد. درک کنید که برای این که عشق را احساس کنید مجبور نیستید به فردی عشق بورزید. می‌توانید عشق بدون قید و شرط به هرکسی یا چیزی در زندگی خود داشته باشید.، به بشریت، به حیوان خانگی خود، برای زیبایی هیجان‌انگیز سیاره ما، برای خودتان. می‌توانید به جای این که صبر کنید دیگران به شما نزدیک شوند، شما برای نزدیک شدن به دیگران اقدام کنید. مهم این است که به خودتان اجازه دهید که عشق را احساس و ابراز کنید. این ماهیت طبیعی شماست. ابراز عشق، عشق دیگران را جذب می‌کند. حیوان حانگی بیاورید و به آن عشق بورزید. در کمک به دیگران داوطلب باشید. اجازه دهید غرق زیبایی شوید. عشق خود را بروز دهید.

 

ستون  فقرات و استخوان‌بندی، زیربنا و تکیه‌گاه بدن شما هستند. آیا برای زندگی خود زیربنای محکمی قرار داده‌اید؟ آیا از پشتیبانی خانواده و دوستان بهره‌مند هستید؟ درد پشت می‌تواند نشان‌دهنده احساس عدم پشتیبانی باشد. یا می‌تواند نشان دهد که شما حس واقعی خود را مخفی می‌کنید.

 

مهره‌های بالا (قفسه سینه)، به چاکرای قلب شما متصل هستند. این منطقه شما را به عشق و شادی متصل می‌کند. چشم‌ها، قلب، چاکرای قلب و ریه‌ها، اغلب تحت تأثیر آسیب مهره‌های قفسه سینه قرار می‌‌گیرند. شاید عشقی در زندگی خوداحساس نمی‌کنید یا حس نمی‌کنید که با عشق حمایت می‌شوید؟

 

بخش قفسه سینه در ستون فقرات، می‌تواند روی شکم، هضم، کبد، کیسه صفرا، غده فوق کلیوی و اندام‌های تولید مثل  تأثیر بگذارد. کمر درد میانی نشانه حمل سنگینی‌های گذشته، گوش نکردن به نیازها، احساس جدایی و تجربه کردن ترس و اضطراب  است.

 

مهره‌‌های  کمری (تحتانی) و دنبالچه، می‌تواند روی اندام‌های تولید مثل، لگن خاصره، روده بزرگ، سیستم ایمنی، کلیه‌ها و مثانه تأثیر بگذارد. از آن‌جایی که این ناحیه به  ایمنی و امنیت ارتباط دارد، اثرات اتفاقات کودکیتان در این منطقه از بدن شما خودشان را نشان می‌دهند، همین طور مواردی که باعث می‌شوند احساس خطر یا ناامنی کنید.

مهره‌های ناحیه کمر از ستون فقرات و تنه شما پشتیبانی می کنند. این ناحیه جایی است که موارد مربوط به مسائل خانوادگی و امنیتی را پوشش می‌دهد. آسیب به این منطقه، چاکرای اصلی (ریشه) را مسدود می‌کند و با برگرداندن توان شخصی و سعادتتان به دیگران، موجب احساس ناامنی و اضطراب در شما می‌شود. ممکن است از موفقیت یا شکست می‌ترسید. تصور عدم وجود حمایت مالی در زندگیتان، باعث می‌شود که احساس کنید به تنهایی دارید تقلا می‌کنید. ممکن است ذهنیت قربانی بودن در  وجودتان در حال رشد باشد. آیا دیگران را سرزنش می‌کنید؟ ناحیه "ساکرا[9]" ارتباط شما با سحر و قدرت است. خلاقیت و جنسیت شما ممکن است خاموش شود. حس حسادت، شک و غبطه ممکن است بروز کند. پا روی پا انداختن و قلاب کردن دست‌ها جلوی این ناحیه، نشانه‌ای عدم تعادل در ناحیه لگن است.

 

درد مزمن. خشم و ترش‌رویی مثل اسید هستند، موجب التهاب و درد می‌شوند. لجاجت، عدم انعطاف در خشم به زانوها، مچ‌ها، شانه‌ها، مفاصل می‌روند، بخش‌هایی از بدن که برای انعطاف و باز شدن طراحی شده‌اند. آرتروز در بطری ریختن صدمات است.

 

سرطان،  یک راز ، نفرت، گناه، یا غم و اندوه عمیق فرو خورده شما است. سلول‌های شما فراموش کرده‌اندکه آن‌ها که هستند. سرطان سینه و رحم فاش کردن فقدان پرورش یا خودسازی در زندگی شما یا عدم توانایی در پرورش دیگران است. 

 

شکم و گوارش، عمل جذب فیزیکی شماست. به همین ترتیب که شما اطلاعات را از محیط خود کسب و احساسات خود را پردازش می‌کنید، مشکلات گوارش وقتی اتفاق می‌افتد که شما قدرت هضم یا جذب چیزی که در محیط شما یا در سرتان یا در قلبتان در جریان است را ندارید.

 

کبد و کیسه صفرا، به تمام اعضای دیگرتان کمک می‌کنند تا هماهنگ با هم و متعادل کار کنند. کبد شما هم‌چنین وظیفه هدایت شما را برای زنده ماندن یا بقا بر عهده دارد. اگر کبد یا کیسه صفرا شما ضعیف شوند، نیروی بدنیتان به تدریج متوقف ‌می‌شود. کاهش انرژی موجب بروز خشم، ناراحتی، بی‌حوصلگی و ناامیدی می‌شود. در همین راستا، هیجان‌های منفی، مثل عصبانیت و خشم کبدتان را ضعیف می‌کند. امراض کبدی، مثل هپاتیت C، نشان‌دهنده خشمی است که برای مدت طولانی سرکوب شده است. عصبانیت و خشم، به صورت آرتریت و از بین رفتن استخوان‌ها نیز بروز می‌کند. بین خشم و بیماری قلبی و سکته مغزی (حبس شدن انرژی) و مشکلات ادراری (حبس ادرار) هم ارتباط وجود دارد.

 

سیستم ادراری، بدن شما را از سموم و ناخالصی‌ها پاک می‌کند. عناصری را که بدن شما دیگر نیازی به آن‌ها دارد را دفع می‌کند. در یک حالت هیجانی، سیستم ادراری منعکس‌کننده این است که شما چگونه با احساسات منفی و آسبب‌های روحی خود و هم‌چنین مسائل صداقت و درست‌کاری برخورد می‌کنید. وقتی احساسات منفی نهفته‌ای دارید که بازگو نشده‌اند یا در مورد چیزی که حس می‌کنید صادق نیستید، سیستم ادراری شما،  در جریانتان می‌گذارد.

 

باروری، خلاقانه‌ترین فرآیند ماست. این فرآیند است که موجب توسعه و گسترش ما در محیطمان می‌شود. مشکلات سیستم باروری شما، رحم، لوله‌های فالوپ، تخمدان‌ها، بیضه‌ها، باروری، نشان‌دهنده این است که اولین و دومین چاکرا، از تعادل خارج شده‌اند. چاکرای دوم، با هویت، شخصیت، خلاقیت و جنسیت شما و توانایی تجربه لذت،  سر و کار دارد. در ارتباط با دیگران، خود را چگونه می‌بینید. اولین چاکرا، ریشه وجود شماست. موضوعات حیاتی شما را حفظ می‌کند، حس شما از امنیت شخصی. وقتی احساس عدم امنیت می‌کنید، مشکلاتی را در سیستم باروری خود تجربه می‌کنید. عدم امنیت شما،  هم می‌تواند شما را به سوی عدم امتیت درباره فرزند آینده‌تان هدایت کند. ممکن است باور داشته باشید که "دنیا جای امنی نیست". احساس آسیب‌پذیری نیز می‌تواند منجر به از کار افتادن اندام‌های تولید مثل یا بروز مشکلاتی مثل خشکی و التهاب واژن یا فرج شود. در نهایت، این آسیب‌پذیرترین نقطه بدن یک زن است، جایی که شما اجازه می‌دهید کسی به بدن شما وارد شود. ضعیف شدن خلاقیت شما هم‌چنین می‌تواند منجر به بروز مشکلاتی در سیستم تولید مثل شما شود.

 

لگن، پاها و عضلات ساق‌‌پا، هستند که چگونگی حرکت شما در زندگی را تعیین می‌کنند. پاها، عضلات ساق‌پا، بسیاری از آسیب‌ها، ناراحتی‌ها، جسادت‌ها و دردهای عاطفی در گذشته و حال، به خصوص موارد مرتبط با خانواده شما را در خود ذخیره می‌کنند. مشکلات این ناحیه، نشان‌دهنده یک گرفتگی در چاکرا اصلی (ریشه) است، که باعث می‌شود شما از حرکت به جلو و انجام تغییرات احساس ترس کنید. احساس درماندگی و عدم توانایی در پیش‌روی می‌کنید. ممکن است شما، مشکلاتی را در شناخت شخصیت خود تجربه می‌کنید. ممکن است احساس می‌کنید گرچه شما از افراد دیگر پشتیبانی می‌کنید ولی خودتان در زندگی تکیه‌گاهی ندارید.

 

زانوها و ‌پاها، انرژی هیجانات منفی شما را حمل می‌کنند. به دلیل پایین‌تر، سنگین‌تر و متراکم‌تر بودن ارتعاش هیجانات منفی،  این احساسات به پایین‌ترین نقاط بدن شما سقوط می‌کنند. التهاب در این نواحی نشان می‌دهد که شما احساسات صدمه دیده‌ای را تجربه می‌کنید. عصبانیت و خشم انعطاف‌ناپذیر، به زانو و مفاصل می‌رسد، بخش‌هایی از بدن شما که برای باز بودن و انعطاف طراحی شده‌اند. آیا سرسخت و انعطاف‌ناپذیر هستید و کسی را نمی‌بخشید؟ آیا قوانین زیادی را در زندگی خود ایجاد کرده‌اید؟ آیا به گذشته چسبیده‌اید و وزن سنگین این بار را تحمل می‌کنید؟

 

اختلال خود ایمنی، مثل لوپوس، خستگی مزمن و فیبرومیالژیا نتیجه این است که بدن شما خودش را فعال کرده است، برای همین است که مغز شما، شما را دشمن خود تصور می‌کند. وقتی برخورد شما با مردم  و زندگی با چیزی که واقعاً احساس می‌کنید فرق می‌کند، شما پیام‌های درهمی به بدن خود می‌فرستید و امواج عصبی را گیج ‌می‌کنید. فقدان اعتبار، یکپارچگی شخصیتی خود-مخرب است به‌طوری که به یک قربانی نیاز دارد. پناه دادن به یک گناه بزرگ، خود متهم انگاری یا نفرت از خود، باعث می‌شود که بدن شما خودش را تنبیه کند.

 

اضافه وزن و اختلال در تغذیه، خوردن به هر دلیلی به جز تغذیه، خوردن هیجانی است. این یک استراتژی ناخودآگاه برای بقا با محرک‌هایی پیچیده است.

 

برای قطع ارتباط بین بدن و ذهن خود صبر نکنید تا درد یا مشکلات سلامتی برای خودتان ایجاد نکنید. همین الان برای رسیدن به تعادل کامل بین افکار، احساسات و بدن خود، اقدامات لازم را شروع کنید.

 

 

 

نرجمه: مریم نراقی

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید